
نویسنده در مورد شخصیت کاذبی که هر کس در درون خود می سازد صحبت می کند و توضیح میدهد چگونه ادمی ازتصورات فکری خود برای خود شخصیتی می سازد واین تصورات را به عنوان اجزاء شخصیتی خود قبول کرده و همیشه در ذهن حمل می کند و برای دوام این شخصیت چگونه اعمال و رفتارش بر اساس این تصورات شکل می گیرد.
ذهن ما عادت کرده است به اینکه جریانات و رویداد های زندگی را از دو جنبه و دید نگاه کند و با آنها دو نوع رابطه داشته باشد.یکی رابطه ی واقعی و دیگری ذهنی.دید ذهنی نه برای انسان ذاتی و طبیعی است و نه لازم.بلکه یک فعالیت زائد و غیر ضروری است که بر مغز انسان تحمیل شده است و مسائلی وخامت بار را بوجود می آورد.کودکان نیز بعد از آشنایی با این نوع تفکر یاد می گیرند که موضوعات را از جنبه ی دیگری نیز بررسی کنند و استنباط او از روابط عوض می شود.کودک می فهمد که در زندگی تنها واقعیت ها مطرح نیست بلکه هر واقعیت و جریان خاصی یک معنای خاص هم دارد.
وظیفه فکر بطور طبیعی و ذاتی چیست؟
آیا فکر در حد وظیفه ی ذاتی خودش عمل می کند؟
تنظیم رابطه ی انسان با عالم ماده وظیفه ذاتی فکر است و وظیفه آن اداره جنبه مادی زندگی انسان است.دخالت در امور غیر مادی وظیفه اضافه فکر است.
خواننده با این مطلب اشنا می شود که گذشته و اینده توهمات هویت فکری است که ادمی را از زندگی در سیلان هستی لحظه به لحظه غافل می کند.
برچسب های مهم
اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.
ایجاد وب سایت یا